مطهر بن طاهر المقدسي ( المنسوب إلى أحمد بن سهل البلخي ) ( مترجم : محمد رضا شفيعى كدكنى )
731
البدء والتاريخ ( آفرينش وتاريخ ) ( فارسى )
نشانههاى خداوندند كه از مرگ يا زندگى كسى نمىگيرند و هر گاه چنين ديديد به نماز پناه ببريد . » و پيامبر او را نزد عثمان بن مظعون به خاك سپرد و گفت : « چشم گريان است و دل اندوهگين ، اما سخنى كه مايهء خشم خدا شود نمىگوييم . » ماريه به روزگار خلافت عمر بن خطاب ( رض ) درگذشت . رقيّه دختر پيامبر وى همسر عتبة بن ابى لهب بود و ام كلثوم را عتيبة بن ابى لهب به همسرى گرفته بود . قريش نزد اين دو رفتند و گفتند اين دو را طلاق دهيد ، ما ، هر كه از اشراف قريش را بخواهيد به همسرى شما در مىآوريم و آن دو رقيه و ام كلثوم را طلاق دادند و پيامبر رقيه را به همسرى عثمان بن عفان درآورد و رقيه در هر دو هجرت به حبشه ، همراه او بود و در هجرت اولى در كشتى كه بودند ، فرزندى سقط كرد و اين دليل است كه وى در جاهليت زاده شده است و سپس از عثمان ، عبد الله بن عثمان را زاد كه شش ساله شد و خروسى در چشم او نك زد و صورتش ورم كرد و مرد . رقيه دختر پيامبر در سال سوم هجرت درگذشت و پيامبر ام كلثوم را به همسرى عثمان درآورد و پنج سال نزد او بود و در سال هشتم وفات يافت . روايت كردهاند كه پيامبر گفت : اگر سومينى مىداشتيم آن را نيز به همسرى ابو عمر ( عثمان ) در مىآورديم . و به همين دو دختر پيامبر است كه عثمان را ذو النورين ( صاحب دو نور ) كنيه دادهاند . زينب دختر پيامبر وى همسر ابو العاص قاسم بن ربيع بن عبد العزى بن عبد شمس بود و مادر ابو العاص هاله دختر خويلد و خواهر خديجه بود و بدين گونه ابو العاص پسر خالهء زينب بود و او دختر خالهء وى . هنگامى كه عتبه و عتيبه دو پسر ابو لهب رقيه و ام كلثوم را طلاق دادند ، قريش به ابو العاص گفتند : زينب دختر محمد را طلاق ده تا دختر سعيد بن عاص را به همسرى تو درآريم . او گفت : من همسر خويش را ترك نمىگويم . و پيامبر از اين داماد خويش به نيكى ياد مىكرد . هنگامى كه پيامبر هجرت كرد و ابو رافع و زيد بن حارثه را فرستاد تا خانواده و دختران او را به مدينه بياورند ، ابو العاص زينب را از رفتن به نزد پدرش بازداشت . سپس ابو العاص را در جنگ بدر اسير گرفتند و زينب اموالى را به